خدایم خدایم آه ای خدایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم
شكنجه‌گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی‌پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد كس غم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانـــــه
كه داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فكر قتل عام لاله‌ها باش
كه خواب گـل به گـل كابوس خار است

خدایم ای پناه لحظه‌هایم
صدایت می‌زنم با گریه‌هایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم

الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا كن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان

الهی كیفرم را می‌پذیرم
كه از تو ذات خود را پس بگیرم
كمك كن تا كه با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیـــرم

خدایم ای پناه لحظه‌هایم
صدایت می‌زنم با گریه‌هایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایمش 
 - کلوب دات کام

 برچسب ها: داریوش ، داریوش اقبالی ، متن ترانه داریوش اقبالی ،متن ترانه نیایش داریوش اقبالی ، نمی‌پرسم چرا این شد سزایم ، محتاج نامردان مگردان ،